|
باز شب است...... شبي پر ز آرزوهاي خاموش شبي پر ز خيال مهرباني شبي ديگر شبي غمگين تر از هر شب ديگر شبي پر زامواج هول آور ... شب وحشت باز شب است شبي تاريك و طوفاني شبي پرز بغض هاي شكننده شبي دور ز هر فانوس تا بتاباند روشنايي را بر اين سفره باز شب است و ابر مي گريد بر دل تنگم سنگ آتشين رو هديه ميكند مگر عشق رو با تكين برگ پاييزي ترك كنم ياراي من... باز شب است و باد تك تك برگهاي دفترچه خاطراتم را نوازش ميكند ... بوسه به دستانم تا قلم در دست گيرم و بنويسم كه باز شب است تا مگردر آسمان زندگيم ستاره هاي دنباله دار بدرخشند ... فقط اين است و بس كه مرا آرام ميكند كه بگويم دوستت دارم
|
About
Home
|