تبليغاتX
عزيز من عزيز..عزيز بي كسيه من ..اگه همه همون طلوع همون غروب همون صداي خسته و همون اسيري و قفس بشن يه جا سنگ بزنن به اين دل و تنهاييام من بازم مي گم دوست دارم تنها در انتـــــها

تنها در انتـــــها

..آبي دريا را به چه كسي خواهند داد..

 

رهگذر دریا زمن بگذر که دریا مرا در آغوشش آرام نمی گذارد

واین چیزی نیست که من می خواهم ، امواجش در تلاطم است

ولی صدایش برایم غریب، صدایی که فریادش شنیدنی و فریادی

که سکوتش شکننده . رهگذر دریا زمن بگذر تا تنهاییم مرا تنها

نگذارد . سکوت من به معنای درک آرزوهایم که تنها در تنهاییم

می توانم فریادی باشم پس می توانم بگویم که تنهایم بزار

شاید بتوانم زندگی کنم.........

 

+نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت9:50توسط سمیه(ستاره خاموش) |