تبليغاتX
عزيز من عزيز..عزيز بي كسيه من ..اگه همه همون طلوع همون غروب همون صداي خسته و همون اسيري و قفس بشن يه جا سنگ بزنن به اين دل و تنهاييام من بازم مي گم دوست دارم تنها در انتـــــها - تنهایی من

تنها در انتـــــها

..آبي دريا را به چه كسي خواهند داد..

باز شب است......

شبي پر ز آرزوهاي خاموش

شبي پر ز خيال مهرباني

شبي ديگر شبي غمگين تر از هر شب

ديگر شبي پر زامواج هول آور ... شب وحشت

باز شب است

شبي تاريك و طوفاني

شبي پرز بغض هاي شكننده

شبي دور ز هر فانوس تا بتاباند روشنايي را بر اين سفره

باز شب است

و ابر مي گريد بر دل تنگم سنگ آتشين رو هديه ميكند

مگر عشق رو با تكين برگ پاييزي ترك كنم

ياراي من...

باز شب است

و باد تك تك برگهاي دفترچه خاطراتم را نوازش ميكند ...

بوسه به دستانم تا قلم در دست گيرم و

بنويسم كه باز شب است

تا مگردر آسمان زندگيم ستاره هاي دنباله دار بدرخشند ...

فقط اين است و بس كه مرا آرام ميكند كه بگويم دوستت دارم

+نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت22:39توسط سمیه(ستاره خاموش) | |